سه‌شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۷
دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی باید بر مبنای اندیشه رهبر شهید بازتعریف شود

حوزه/ شعاعی با تأکید بر ضرورت بازتعریف دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران بر مبنای اندیشه رهبر شهید، اظهار داشت: استعمارزدایی از ذهن، استکبارستیزی و دعوت به هم‌شناسی تمدنی باید در چارچوب الگوی نوین دیپلماسی عمومی کشور مورد توجه قرار گیرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، دکتر شعاعی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع)، در پنل علمی راهبردهای ارتباطی، دیپلماتیک و فناورانه مقابله با سلطه از منظر رهبر شهید که در سالن نمایشگاه بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی برگزار شد، با ارائه موضوعی با عنوان از استکبارستیزی تا هم‌شناسی تمدنی؛ صورت‌بندی چارچوب دیپلماسی عمومی نوین جمهوری اسلامی ایران در پرتو اندیشه رهبر شهید، اظهار داشت: بحث دیپلماسی عمومی از یک دغدغه علمی و تجربی شکل گرفته است که طی سال‌های گذشته و در جریان تعامل با نهادها و سازمان‌های مرتبط با سیاست خارجی، ذهن مرا به خود مشغول کرده است.

وی با بیان اینکه تلاش دارد با بهره‌گیری از ادبیات و منظومه فکری رهبر شهید، چارچوبی برای دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران ارائه کند، افزود: این موضوع باید از سطح مباحث نظری فراتر برود و در عرصه سیاست خارجی و فعالیت نهادهای مسئول مورد توجه قرار گیرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به مفهوم دیپلماسی عمومی تصریح کرد: دیپلماسی عمومی عرصه‌ای برای تأثیرگذاری بر مخاطبان و جلب قلب و ذهن ملت‌های دیگر است؛ همان‌گونه که در دوره‌هایی از تاریخ، تصرف جغرافیایی مورد توجه قدرت‌ها قرار داشت، در این عرصه نیز موضوع اصلی، تأثیرگذاری بر ذهن، باور و نگرش مخاطبان در کشورهای مختلف است.

وی ادامه داد: این مفهوم، به‌ویژه با ورود به ادبیات رهبر شهید، ارتباط عمیقی با موضوع استکبارستیزی پیدا می‌کند و می‌توان از این منظر، ابعاد تازه‌ای از دیپلماسی عمومی را مورد بررسی قرار داد.

شعاعی با اشاره به نامه رهبر شهید در سال ۲۰۱۵ خطاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی، گفت: این نامه از سوی یک دولت یا در چارچوب ائتلاف‌ها و مناسبات رسمی دیپلماتیک صادر نشد، بلکه از سوی شخصیتی نوشته شد که سال‌ها نماد مقاومت در برابر قدرت‌های جهانی بود.

وی افزود: یکی از جملات آغازین این نامه از منظر دیپلماسی عمومی بسیار قابل تأمل است؛ آنجا که رهبر شهید می‌فرمایند من شما جوانان را مخاطب خود قرار می‌دهم، چون حس حقیقت‌جویی را در قلب‌های شما زنده‌تر می‌یابم.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) خاطرنشان کرد: همین نوع مخاطب‌شناسی و انتخاب مستقیم جوانان به‌عنوان مخاطب، نمونه‌ای از دیپلماسی عمومی در چارچوب اندیشه رهبر شهید است؛ رویکردی که به‌جای ارتباط با ساختارهای رسمی قدرت، بر ظرفیت حقیقت‌جویی و پرسشگری مخاطبان تکیه دارد.

وی با بیان اینکه در عرصه دیپلماسی عمومی نیز مانند بسیاری از حوزه‌های دیگر، هنوز با کمبود نظریه و الگوی برخاسته از گفتمان انقلاب اسلامی مواجه هستیم، اظهار داشت: تجربه تعامل با نهادهای مسئول نشان می‌دهد که در دوره‌ها و دولت‌های مختلف، ضرورت توجه به مبانی گفتمان انقلاب اسلامی در سیاست‌گذاری دیپلماسی عمومی به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.

شعاعی ادامه داد: هدف از این بررسی، ارائه مقدمه‌ای برای شناخت و هم‌سویی بیشتر با ادبیات رهبران انقلاب اسلامی و دستیابی به الگویی متناسب با مبانی انقلاب در عرصه دیپلماسی عمومی است.

دیپلماسی عمومی در اندیشه رهبر شهید دو لایه سلبی و ایجابی دارد

وی با اشاره به روش پژوهش خود در بررسی پیام‌ها، نامه‌ها، سخنرانی‌ها و پیام‌های سالانه رهبر شهید به مناسبت حج، بیان کرد: بر اساس تحلیل محتوای این مجموعه، می‌توان چارچوب دیپلماسی عمومی در منظومه فکری ایشان را در دو سطح سلبی و ایجابی صورت‌بندی کرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) افزود: سطح سلبی این الگو به استکبارستیزی، مقاومت و مقابله با سلطه اختصاص دارد که محور آن ایستادگی در برابر قدرت‌های مستکبر و نفی مناسبات مبتنی بر سلطه است.

وی با اشاره به لایه ایجابی این الگو تصریح کرد: تمدن نوین اسلامی و دعوت به هم‌فهمی و هم‌شناسی تمدنی، از مؤلفه‌های ایجابی این چارچوب به شمار می‌روند. این سطح با مفهوم دعوت و فراخواندن مخاطبان ارتباط دارد و می‌تواند مبنایی برای شکل‌گیری نوعی دیپلماسی عمومی متفاوت از الگوهای رایج باشد.

شعاعی با طرح این پرسش که چگونه می‌توان میان دو سطح استکبارستیزی و هم‌شناسی تمدنی پیوند برقرار کرد، گفت: مسئله اصلی، یافتن سازوکاری است که بتواند از لایه سلبی و مقابله با سلطه، ما را به لایه ایجابی و ارائه الگوی تمدنی برساند.

وی با تبیین مفهوم استکبار در منظومه فکری رهبر شهید اظهار داشت: بر اساس مبانی قرآنی، استکبار نوعی خودبرتربینی است که در رفتار قدرت‌های سلطه‌گر نمود پیدا می‌کند؛ به‌گونه‌ای که یک قدرت خود را برتر از دیگران می‌پندارد، به حقوق و منافع حیاتی ملت‌ها تعرض می‌کند و برای دیگر کشورها تعیین تکلیف می‌کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) افزود: در نقطه مقابل، استکبارستیزی به معنای نپذیرفتن مداخله‌جویی، تحمیل اراده قدرت‌های مستکبر و نفی اصل سلطه است. این رویکرد با مبانی قرآنی، از جمله قاعده نفی سبیل، ارتباط دارد و به‌عنوان یک موضع هنجاری در راهبرد تقابلی جمهوری اسلامی ایران قابل بررسی است.

وی با اشاره به اینکه مقاومت، صورت‌بندی کنشگرانه این موضع در عرصه دیپلماسی عمومی است، بیان کرد: در منظومه فکری رهبر شهید، اصول عزت، حکمت و مصلحت نیز به‌عنوان سه مؤلفه اساسی دکترین سیاست خارجی مطرح شده‌اند که باید در کنار یکدیگر و در قالب یک توازن مورد توجه قرار گیرند.

شعاعی با تأکید بر ضرورت پیوند میان لایه سلبی و ایجابی دیپلماسی عمومی گفت: به نظر می‌رسد مفهوم استعمارزدایی از ذهن می‌تواند حلقه واسط این دو سطح باشد؛ مفهومی که ظرفیت مهمی برای بازسازی روایت مسلط و اصلاح برداشت‌های شکل‌گرفته از ملت‌ها و جوامع دارد.

وی با اشاره به تأثیر الگوریتم‌های پلتفرم‌های خارجی بر ذهن و نگرش کاربران خاطرنشان کرد: کاربران ایرانی در استفاده از پلتفرم‌ها و شبکه‌های اجتماعی خارجی، در معرض الگوریتم‌هایی قرار دارند که بر اساس مبانی و اهداف فرهنگی و اقتصادی کشورهای تولیدکننده آنها طراحی شده‌اند و ممکن است با مبانی فرهنگی جامعه ما فاصله داشته باشند.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) ادامه داد: از این منظر، استعمارزدایی از ذهن صرفاً یک مفهوم نظری نیست، بلکه به معنای بازسازی روایت مسلط و فراهم کردن زمینه شناخت مستقل و آگاهانه مخاطب است. موضوعاتی همچون اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی نیز در همین چارچوب قابل بررسی هستند.

وی با اشاره به پژوهشی درباره پیوند دانش و قدرت در آمریکا گفت: در برخی مطالعات دانشگاهی، از جمله پژوهش‌هایی درباره دانشگاه و نظام سرمایه‌داری در آمریکا، نشان داده شده است که رشد و توسعه علوم، به‌ویژه علوم اجتماعی، با ساختارهای سیاسی و اقتصادی پیوند داشته است.

شعاعی افزود: در این مطالعات، ارتباط میان سه ضلع صنعت، اقتصاد و دانشگاه با ساختار حکومتی و حتی نهادهای نظامی بررسی شده است. این مسئله نشان می‌دهد که تولید دانش و توسعه رشته‌های علمی در برخی جوامع، از مناسبات قدرت تأثیر پذیرفته است.

وی با بیان اینکه حوزه ارتباطات نیز از چنین زمینه تاریخی و ساختاری برخوردار بوده است، تصریح کرد: شناخت این پیوندها برای فهم سازوکارهای شکل‌گیری روایت‌های مسلط و طراحی راهبردهای مؤثر در عرصه دیپلماسی عمومی اهمیت دارد.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به تفاوت الگوی دیپلماسی عمومی مبتنی بر اندیشه انقلاب اسلامی با الگوهای رایج غربی اظهار داشت: اگر ساختمان دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران بر اساس مؤلفه‌های یادشده طراحی شود، با الگوی متعارف غربی تفاوت‌های بنیادین خواهد داشت.

وی افزود: در الگوی غربی، مفهوم پروپاگاندا و تحریک هیجانات مخاطبان جایگاه مهمی دارد؛ به‌گونه‌ای که در بسیاری از تولیدات رسانه‌ای، از جمله محتواهای کوتاه و ویدئوهای چندثانیه‌ای شبکه‌های اجتماعی، بر برانگیختن احساسات و واکنش‌های سریع مخاطب تأکید می‌شود.

شعاعی ادامه داد: در مقابل، الگوی مبتنی بر اندیشه رهبر شهید بر دعوت، اقناع و اختیار انسانی استوار است و تلاش می‌کند مخاطب را از طریق آگاهی و شناخت به حقیقت نزدیک کند، نه اینکه با تحمیل یا تحریک هیجانی، پذیرش یک ادعا را به او القا کند.

وی با اشاره به تفاوت میان پرسشگری و پذیرش منفعلانه بیان کرد: در این چارچوب، پرسیدن و جست‌وجوی حقیقت جایگاه محوری دارد؛ درحالی‌که در الگوهای مبتنی بر پروپاگاندا، گاه به‌جای تقویت پرسشگری، بر پذیرش ادعاها و حتی شکل‌گیری نوعی پرستش چهره‌ها و سلبریتی‌ها تأکید می‌شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) خاطرنشان کرد: استعمارزدایی از ذهن از طریق تقویت نرم‌افزار مقاومت و بازسازی قدرت شناختی مخاطب تحقق می‌یابد و این مسئله صرفاً در سطح نظری باقی نمی‌ماند، بلکه نمونه‌های عملی آن را نیز می‌توان در تجربه‌های اجتماعی و فرهنگی مشاهده کرد.

وی با اشاره به جایگاه شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی در منظومه فکری رهبر شهید گفت: ایشان در برخی بیانات خود به شهید سلیمانی اشاره کرده‌اند که می‌توان شخصیت و عملکرد وی را نمونه‌ای از تجسم و عملیاتی‌شدن نرم‌افزار مقاومت دانست.

شعاعی افزود: شهید سلیمانی از این منظر، یک نشانه فراملی است که نشان می‌دهد چگونه مؤلفه‌های مقاومت می‌توانند در عرصه عمل تجسم پیدا کنند و فراتر از مرزهای جغرافیایی بر مخاطبان تأثیر بگذارند.

ارتباطات مستقیم و بدون واسطه رسانه‌ای؛ ضرورت تکمیل راهبرد دیپلماسی عمومی

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به تغییر رویکردهای ارتباطی آمریکا در عرصه بین‌المللی اظهار داشت: آمریکایی‌ها طی سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در حوزه رسانه، دیپلماسی رسانه‌ای، دیپلماسی شبکه‌ای و دیپلماسی هنری انجام داده‌اند.

وی با اشاره به فعالیت شبکه‌های رسانه‌ای آمریکا در کشورهای مختلف، از جمله عراق و افغانستان، گفت: این شبکه‌ها با زبان‌های محلی و متناسب با گروه‌های مختلف مخاطبان فعالیت می‌کنند و برای گروه‌هایی مانند زنان، جوانان و دانش‌آموزان، برنامه‌ها و محتوای اختصاصی تولید می‌کنند.

شعاعی ادامه داد: با وجود سرمایه‌گذاری‌های گسترده و هزینه‌های سنگین در این حوزه، برخی اسناد و ارزیابی‌های منتشرشده نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها در میزان اثرگذاری این رسانه‌ها بر مخاطبان خود به نتایجی که انتظار داشتند، دست نیافته‌اند و به همین دلیل، به‌تدریج به سمت ارتباطات مستقیم و بدون واسطه رسانه‌ای حرکت کرده‌اند.

وی با اشاره به اهمیت دیپلماسی مبادله آموزشی در این رویکرد افزود: در این الگو، تلاش می‌شود افرادی که ظرفیت تبدیل‌شدن به مدیران و رهبران آینده کشورهای دیگر را دارند، از طریق برنامه‌های آموزشی و ارتباطات مستقیم جذب شوند و با جامعه و ساختارهای کشور مقصد ارتباط برقرار کنند.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) تصریح کرد: ارتباطات رسانه‌ای می‌تواند تأثیرگذار باشد، اما برای ایجاد تأثیر عمیق و ماندگار، ارتباطات مستقیم و بدون واسطه رسانه‌ای نیز اهمیت دارد؛ زیرا این نوع ارتباطات امکان شکل‌گیری شناخت و تعامل بلندمدت را فراهم می‌کند.

وی با اشاره به تجربه حضور خود در تجمعات شبانه مردمی اظهار داشت: این تجمعات نیز می‌توانند به‌عنوان یکی از ظرفیت‌های استعمارزدایی از ذهن مخاطبان خارجی و معرفی واقعیت جامعه ایران مورد توجه قرار گیرند.

شعاعی با تشریح تجربه شخصی خود در زمینه تهیه مقاله برای یک نشریه خارجی گفت: به‌عنوان یک معلم دانشگاه، در کنار حضور در تجمعات شبانه، به این فکر افتادم که از طریق یک فعالیت علمی و رسانه‌ای نیز بتوانم این تجربه اجتماعی را به مخاطبان خارجی معرفی کنم؛ به همین دلیل، درباره بازتاب این تجمعات در مقالات و نشریات خارجی جست‌وجو کردم.

وی افزود: پس از بررسی منابع، مقاله‌ای اولیه برای یکی از نشریات مرتبط ارسال کردم و در آن بر این نکته تأکید داشتم که ظرفیت قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در عرصه دیپلماسی عمومی، از سوی دیگران به‌درستی شناخته نشده است.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) ادامه داد: در این مقاله توضیح دادم که نزدیک به ۲۰۰ شب، در شهرهای مختلف ایران، گروه‌های مختلف مردم به‌صورت خودجوش و بدون الزام، اجبار، تهدید یا حمایت مالی برای حضور در تجمعات شبانه شرکت کرده‌اند و این حضور مستمر، با مشارکت اقشار مختلف جامعه، از جمله کودکان، همراه بوده است.

وی با اشاره به واکنش سردبیر نشریه خارجی به این بخش از مقاله بیان کرد: پس از حدود یک هفته، سردبیر نشریه در پیامی پرسید آیا در درج عدد ۲۰۰ اشتباهی رخ داده و یک صفر اضافه نوشته شده است؛ زیرا تصور می‌کرد تعداد شب‌ها ۲۰ شب بوده است.

شعاعی خاطرنشان کرد: این واکنش نشان داد که حتی یک مخاطب دانشگاهی در خارج از کشور نیز به‌سختی می‌تواند تصور کند که در جامعه‌ای مانند ایران، مردم بدون الزام و اجبار و به‌صورت مستمر، نزدیک به ۲۰۰ شب در تجمعات حضور پیدا کنند.

وی افزود: استمرار این حضور، مشارکت اقشار مختلف، حضور مردم در شرایط آب‌وهوایی مختلف و ارائه برخی خدمات اجتماعی و پزشکی در جریان این تجمعات، از جمله ظرفیت‌هایی است که می‌تواند برای مخاطبان خارجی جالب توجه باشد و در معرفی واقعیت جامعه ایران نقش ایفا کند.

ضرورت تبدیل ظرفیت‌های اجتماعی به سیاست عملی دیپلماسی عمومی

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) با تأکید بر ضرورت بهره‌گیری هدفمند از این ظرفیت‌ها در سیاست خارجی اظهار داشت: لازم است سازوکارهای مرتبط با دیپلماسی عمومی در دستگاه‌ها و نهادهای مسئول به‌گونه‌ای تنظیم شود که از یک سو، چارچوب نظری این الگو بر پایه دو لایه سلبی و ایجابی و با محوریت مفهوم استعمارزدایی از ذهن تدوین شود و از سوی دیگر، در عرصه عمل نیز مورد توجه و پیگیری قرار گیرد.

وی تصریح کرد: ظرفیت‌هایی مانند نرم‌افزار مقاومت، شخصیت‌های فراملی همچون شهید سلیمانی، ارتباطات مستقیم و تجربه‌های اجتماعی مردم ایران می‌توانند در چارچوب یک سیاست منسجم، به ابزارهای مؤثر دیپلماسی عمومی تبدیل شوند.

شعاعی در پایان ابراز امیدواری کرد: با تدوین و عملیاتی‌سازی چنین الگویی، زمینه بازنمایی واقعیت جامعه ایران برای مخاطبان خارجی فراهم شود؛ زیرا شناخت واقعی جامعه ایران می‌تواند زمینه‌ساز هم‌شناسی تمدنی و شکل‌گیری ارتباطی مبتنی بر شناخت متقابل میان ملت‌ها باشد.
انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha